تبليغاتX
ژورناليست آزاد

ژورناليست آزاد

جنگ 22روزه غزه؛ شکست ابهت پوشالی رژیم صهیونیستی

27 دسامبر 2011 مصادف با ششم دی ماه سومین سالروز جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی به غزه است. جنگی نابرابر که ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی از زمین، هوا و دریا علیه ملت بی دفاع فلسطین و البته با هدف حذف مقاومت و آزاد کردن نظامی اسیر خود در نزد گروههای فلسطینی آغاز کرد. در این جنگ رژیم صهیونیستی اگرچه بیش از شش هزار فلسطینی را شهید و زخمی کرد و خسارت زیادی را به اقتصاد دولت و ملت فلسطین وارد نمود ولی نتوانست به کوچکترین هدف خود دست یابد. به گفته ناظران و کارشناسان سیاسی، این شکست خفت بار رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه و همچنین جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان هیمنه شکت ناپذیری رژیم صهیونیستی را درهم شکست و توان بازدارندگی اسراییل را از بین برد. رژیمی که تا پیش از این بر این باور بود که در هفته اول جنگ، می تواند قطعاً پیروز جنگ باشد و مقاومت فلسطین و جنبش حماس را نابود کند.اما با 33 روز جنگ در لبنان و 22 روز در غزه خود سرانجام با کمک مجامع بین المللی مجبور به پایان جنگ شد.از جمله اهدافی که رژیم صهیونیستی در جنگ غزه به دنبال آنها بود آزادی گیلعاد شالیط نظامی اسیر صهیونیستی، جلوگیری از شلیک موشکهای مقاومت، تغییر در معادله غزه و نابودی گروه‌های مقاومت فلسطینی بود ولی به هیچ یک از این اهداف خود دست نیافت. این جنگ شکست مفتضحانه ای برای ارتش رژیم صهیونیستی برجاگذاشت و اولین نتیجه مهم این جنگ شکست نظامی رژیم صهیونیستی بود. رژیم صهیونیستی بعد از این جنگها از درون دچار اختلافات زیادی شد و سران این رژیم یکدیگر را به ناکامی در جنگ متهم می کردند. از جمله نتاجی دیگری که جنگ غزه به دنبال داشت، کاهش بی اعتمادی جامعه صهیونیستی به سران این رژیم بود. این جنگ باعث بی اعتمادی بیشتر ساکنان رژیم صهیونیستی به سران خود شد و آنها پی برده اند که سران این رژیم توانایی تامین امنیت آنها را ندارند. نتیجه دیگری که جنگ 33 روزه و 22 روزه و همچنین متعاقب آن حمله کماندوهای رژیم صهیونیستی به ناوگان آزادی غزه در سال 2010 در پی داشت، افزایش انزوای رژیم صهیونیستی در سطح بین المللی است. این جنگ باعث شد تا رژیم صهیونیستی بیش از پیش در نزد جهانیان منفور شود و حس تنفر از این رژیم در جهان افزایش یابد. بعد از جنگ 22 روزه وهمچنین در طول جنگ تظاهرات گسترده ای در  سراسر دنیا علیه رژیم صهیونیستی برگزار شد و موجی از همبستگی و حمایت جهانی با فلسطینی ها را رقم زد. هم اکنون نیز این تظاهرات ادامه دارد و قرار است در سومین سالروز این جنگ نیز تظاهرات گسترده ای در بسیاری از کشورهای جهان برگزار شود.حال بعد از سه سال شاهدیم که یکی از اهدافی که رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه به دنبال آن بود اکنون و آنهم با تسلیم شدن این رژیم در برابر خواسته های مقاومت محقق شده است. آزادی شالیط که ماه اکتبر گذشته محقق شد سرانجام با تسلیم اسراییل دربرابر خواسته های گروههای مقاومت یعنی آزادی بیش از یکهزار اسیر فلسطینی صورت گرفت. این طرح تبادل درحالی بود که رژیم صهیونیستی پیشتر با این درخواست مخالفت می کرد و برهمین اساس و نیز نابودی کامل جنبش حماس جنگ 22 روزه غزه را آغاز کرد. طرح تبادل اسرا و همچنین طرح آشتی ملی که هم اکنون بین گروههای فلسطینی درحال انجام شدن است و همچنین توقف مذاکرات تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی نیز شکستی دیگر در پرونده اسراییل به حساب می آید و گروههای فلسطینی به این نتیجه رسیده اند که تنها با مقاومت می توانند به اهداف خود دست یابند و دربرابر رژیم صهیونیستی پیروز شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 18:32  توسط سيروس شيرزاد  | 

بلاتکلیفی داوطلبان متقاضی کارشناسی ارشد پیام نور و بسته بودن باجه های پستی (سازمان سنجش جوابگو باشد)

درحالیکه سازمان سنجش آموزش كشور روز چهارشنبه گذشته طی اطلاعیه ای از تمدید دو روزه مهلت ثبت‌نام در آزمون دوره‌هاي فراگير كارشناسي ناپيوسته (از دوره‌كارداني به دوره كارشناسي ناپيوسته ) و كارشناسي ارشد سال 1390 پیام نور خبر داد ولی هیچ یک از باجه های پستی اعلام شده جوابگوی داوطلبان و مراجعه کنندگان برای دریافت دفترچه نبودند. در این اطلاعیه اعلام شد که از ساعت 8 صبح لغايت 19 (7 بعدازظهر) روزهاي پنج شنبه12/8/90 لغايت روز جمعه13/8/90 داوطلبان شهرستان  تهران منحصراً به يكي از مناطق پستي 11، 13، 14 ، 15 ، 16، 17 ، 18 و 19 مراجعه و نسبت به دريافت مدارك ثبت نام اقدام نمايند.

امروز جمعه روز آخر ثبت نام ساعت یازده همکارم برای دریافت چهار دفترچه برای من و دیگر دوستان به اداره پست مرکزی چهار راه لشکر مراجعه کرد ولی با پاسخ منفی مسئول پست مواجه شد. ایشان با جمعیتی از داوطلبان در این اداره پست مواجه شد که بلاتکلیف مانده بودند. مسئول پستی هم می گفت که از روز چهارشنبه توزیع دفترچه تمام شده است. بعد از آن خودم شخصا با اداره های پس مناطق 14، 15، 16 و 17 تماس گرفتم دریغ از اینکه هیچ کس حتی گوشی تلفن را بردارد.

از سایت سازمان سنجش بخش تماس با ما شماره تلفن سازمان را برای سه الی چهار بار گرفتم. بعد از چند مرحله تلفن گویای سازمان که به اپراتور وصل می شدم هیچ کس نیز جوابو نبود و دوباره برمی گشت به مرحله اول. شخصا اداره پست میدان ولی عصر رفتم آنجا هم کسی جوابو نبود.

من به عنوان یک ژورنالیست واقعا برایم جالب بود که چرا اینهمه بی هماهنگی وجود دارد. تکلیف افرادی که به هر دلیل نتوانسته بودند ثبت نام کنند چیست؟

 

متن کامل اطلاعیه سازمان سنجش آموزش كشور در این باره را در زیر می آورم که خوانندگان خودشان قضاوت کنند:

 

اطلاعیه سازمان سنجش آموزش كشور در خصوص آخرين مهلت تمديد ثبت‌نام در آزمون دوره‌هاي فراگير كارشناسي ناپيوسته (از دوره‌كارداني به دوره كارشناسي ناپيوسته ) و كارشناسي ارشد سال 1390

سازمان سنجش آموزش كشور

بدين وسيله به اطلاع كليه داوطلبان متقاضي ثبت‌نام و شركت در آزمون دوره‌هاي فراگير كارشناسي ناپيوسته (از دوره كارداني به دوره كارشناسي ناپيوسته) و كارشناسي ارشد سال 1390 دانشگاه پيام نور مي‌رساند نظر به اينكه برخي از داوطلبان تاكنون نيز براي دريافت مدارك ثبت‌نام در آزمون دوره‌هاي مذكور اقدام ننموده‌اند، لذا با همكاري شركت پست جمهوري اسلامي ايران ترتيبي اتخاذ گرديده كه:

 

1-         از ساعت 8 صبح لغايت 19(7 بعدازظهر) روزهاي پنج شنبه12/8/90 لغايت روز جمعه13/8/90 منحصراً در باجه اصلي مركزي هر شهرستان و در شهرستانهاي بزرگ مانند شهرستانهاي اصفهان، اهواز، تبريز، مشهد، شيراز و... در مناطق پستي شهرستانهاي مذكور نسبت به توزيع مدارك ثبت نام آزمونهاي فوق اقدام گردد.

2-         از ساعت 8 صبح لغايت 19 (7 بعدازظهر) روزهاي پنج شنبه12/8/90 لغايت روز جمعه13/8/90 داوطلبان شهرستان  تهران منحصراً به يكي از مناطق پستي 11، 13، 14 ، 15 ، 16، 17 ، 18 و 19 مراجعه و نسبت به دريافت مدارك ثبت نام اقدام نمايند.

     ضمناً به اطلاع مي‌رساند امكان ثبت نام الكترونيكي از طريق شبكه اينترنت نيز حداكثر تا ساعت 24 روز جمعه 13/8/90 فراهم گرديده و لذا داوطلبان مي‌توانند حداكثر تا ساعت 24 روز جمعه13/8/90 با مراجعه به پايگاه اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور به نشاني www.sanjesh.org  و بر اساس دستورالعمل‌هاي مربوط نسبت به تكميل تقاضانامه الكترونيكي ثبت نام اقدام نمايند

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 19:39  توسط سيروس شيرزاد  | 

برنده طرح "مبادله اسرا " میان مقاومت فلسطین و رژیم اسراییل کیست؟

 در چند روز اخیر و در یک فضای سکوت خبری کامل، به یکباره مطبوعات داخلی فلسطین به همراه مطبوعات خارجی و مقامات فلسطینی و اسراییلی از موافقت جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و رژیم صهیونیستی بر سر تبادل اسرا و آزادی بیش از یکهزار اسیر فلسطینی در ازای آزادی گلعاد شالیط نظامی اسیر صهیونیست در نزد گروههای فلسطینی خبر دادند. اینکه در چنین شرایطی بویژه بعد از طرح محمود عباس (ابومازن) رئیس موقت تشکیلات خودگردان فلسطین برای عضویت کشور فلسطینی در سازمان ملل  طرح تبادل اسرا که از پنج سال قبل و با میانجگیری مصر و آلمان ناکام مانده بود، اکنون به طور جدی مطرح وحماس و اسراییل به توافق می رسند چندین سوال را در ذهن ایجاد می کند که از جمله این سوال این است که آیا این طرح به نفع حماس است یا تل آویو؟

هر دو طرف فلسطینی و اسراییلی این طرح را نوعی پیروزی برای خود می دانند. گروه حماس بویژه خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس این طرح را یک دستاورد ملی برای فلسطینی ها و نوعی پیروزی می داند و اعلام کرده است که این طرح می تواند مقدمه ای برای آزادی همه اسرا باشد. دیگر سران حماس اعلام کرده اند که این توافقنامه به معنی آن است که گروههای مقاومت دست از خواسته هایشان برنداشته اند و رژیم صهیونیستی را مجبور به تن دادن به خواسته هایشان کرده اند. این درحالی است که رژیم صهیونیستی نیز از  طرح تبادل اسرا به نفع خود استفاده می کند و اینگونه در اذهان عمومی وانمود می کند که جان "مردم" اسراییل برای آنها اهمیت زیادی دارد و آنها حاضرند حتی برای آزادی یک اسیر هزار اسیر فلسطینی را آزاد کنند. آنها به گونه ای دیگر ادعا می کنند که جان هر یک اسیر ما به اندازه هزار اسیر فلسطینی می ارزد. البته نباید به این نکته بی توجه بود که موافقت رژیم صهیونیستی برای آزادی یکهزار اسیر فلسطینی درحالی است که رژیم صهیونیستی روزانه دهها فلسطینی را به اسارت می گیرد و در مدت چند ماه دوباره آمار اسرای فلسطینی را افزایش می دهد.

استفاده ابزاری از آزادی شالیط از سوی برخی سران رژیم صهیونیستی بویژه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم درحالی است که نتانیاهو در داخل  با دو نوع واکنش روبه رو خواهد بود. از یک سو وی به عنوان نخست وزیری که توانسته است یک نظامی اسیر صهیونیست را آزاد کند محبوب می شود از سوی دیگر گروههای مخالف و تندروهای صهیونیست وی را به تن دادن به خواسته های گروههای مقاومت و آزادی هزار اسیر فلسطینی متهم می کنند. این بخش از انتقادات گروههای تندرو از آنرو با اهمیت و بیشتر به واقعیت نزدیک است که براساس قوانین حکومت صهیونیستی هر فلسطینی که خون یک اسراییلی را به هر دلیلی ریخته باشد در هر شرایطی هرگز نباید روی زندگی را ببیند. در این تبادل اسرا اتفاقا تعداد بسیار زیادی از اسرا هستند که از یکسو چندین صهیونیست را به هلاکت رسانده اند و از سوی دیگر در لیست آزادشدگان قرار دارند. بنابراین طرف فلسطینی موفق شده است تا سران اسراییلی را وادار کند از برخی قوانین شان چشم پوشی کنند.   

با توجه به این گفته ها و در چنین شرایطی می توان اینگونه نتیجه گرفت که این طرح تبادل اسرا بیشتر به نفع حماس بوده و پیروزی ارزشمندی برای این جنبش خواهد بود چراکه حماس با این طرح توانست نشان دهد که مقاومت موفق تر از تشکیلات سازشکار و خودگردان فلسطین عمل کرده است و توانست ثابت کند که مقاومت در برابر اسرائیل بیش از امتیازدهی های ابومازن جواب می دهد.

لینک این مطلب رو سایت قدسنا:  http://www.qodsna.com/NewsContent-id_41948.aspx

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 17:12  توسط سيروس شيرزاد  | 

مقاومت اسلامي الگوي بيداري ملت ها؛ شمارش معكوس براي محو رژيم غاصب

چند روز قبل از روز جهانی قدس خبرنگار کیهان مصاحبه ای با بنده انجام داده که گفتم بد نیست متن مصاحبه رو روی وبلاگ هم بزارم.

تبعيض طبقاتي تنها دليل بحران اسرائيلي ها نيست

چندين هفته است كه روزگار اسرائيلي ها سياه شده و با اعتراضات شديد در درون جامعه خود مواجه شده اند.

سيروس شيرزاد خبرنگار حوزه فلسطین و كارشناس مسائل خاورميانه پيرامون ريشه اختلافات اسرائيلي ها با خودشان مي گويد: «اسرائيلي ها اعلام كرده اند كه ريشه اين اعتراضات افزايش هزينه هاي زندگي به ويژه در بخش مسكن بوده است. اما اين فقط پوسته ظاهري قضاياست و شكاف اصلي از جاي ديگري آب مي خورد. اگرچه اسرائيلي ها به دليل اين كه حاميانشان دچار ركود اقتصادي شده اند، تحت فشار هستند، اما دلايل ديگري به جز چالش اختلاف طبقاتي نيز مي توان براي بروز چالش ها در درون رژيم صهيونيستي در نظر گرفت.

معترضين يهودي در شعارهايشان حتي خواستار بركناري نخست وزير وقت اسرائيل شده اند.»

وي ادامه مي دهد: «برخي از كارشناسان اسرائيلي براي مهار بحران راهكار ارائه داده اند كه از بودجه نظامي بكاهند و به بودجه رفاهي بيفزايند كه البته همين راهكارنيز محل بروز پاره اي از اختلافات بين مسئولان اسرائيلي شده است. البته نبايد از نظر دور داشت كه بعداز جنگ هاي 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه نيز زلزله هايي سياسي در جامعه صهيونيستي به وقوع پيوست كه مي توان به استعفاي مقامات رژيم صهيونيستي از جمله استعفاي وزير جنگ اسرائيل و رئيس ستاد مشترك اسرائيل اشاره كرد. در كميته حقيقت ياب نيز كه موظف به بررسي دلايل شكست اسرائيل در جنگ هاي 33 روزه بود، برخي از مقامات دائما سؤال مي كردند كه چرا بايد جنگ شروع مي شد و اگر اين جنگ رخ نمي داد مجبور نمي شديم نظاميان خود را اسير بدهيم و بعد براي بازپس گرفتنشان اين همه بها بپردازيم. همه اين اختلافات به بروز شكاف در درون جامعه اسرائيل دامن زده است.»

بروز اختلاف نظر دربين سران اسرائيل

اين كارشناس مسائل فلسطين و خاورميانه در تكميل صحبت هايش به بروز موج اعتراضات بعداز جنگ 33 روزه در اسرائيل اشاره كرده و مي گويد: «خانواده گلعادشاليت يكي از دو اسير اسرائيلي به همراه ده ها هزار نفر از معترضين درسال 2006 تظاهرات وسيعي برعليه رژيم اسرائيل به راه انداختند، ولي سران اسرائيلي همچنان به خواسته اين خانواده ها و مردم اسرائيل بي توجهي نشان دادند.

اين معترضين خواهان توجه نشان دادن به خواسته مقاومت در قبال آزادي شاليت و ديگر نظامي همراهش بودند، اما سران اسرائيلي زيربار قبول مطالبات مقاومت نرفتند. بحران وقتي شدت گرفت كه در 31 مي سال 2009 اسرائيلي ها به كشتي تركيه حمله كردند. تركيه در اعتراض به اين حركت خواستار معذرت خواهي و پرداخت غرامت از سوي اسرائيلي ها شده بود. ولي از يك سو ليبرمن وزير خارجه اسرائيل با اين عذرخواهي مخالفت كرد و از سوي ديگر نتانياهو نخست وزير اسرائيل حاضر به معذرت خواهي شده بود.»

اختلاف نظر رئيس ستاد مشترك ارتش اسرائيل دانتز با وزيرجنگ اسرائيل باراك يكي ديگر از نمونه هاي اختلاف آشكار در بين سران اسرائيل است. اين اختلاف آن قدر شديد بود كه حتي رسانه هاي اسرائيلي نتوانستند مخفي اش كنند. اخيرا نيز مسئله شهرك سازي يهودي محل اختلاف بين سران اسرائيلي شده است.

شيرزاد با وجود چنين شكاف هاي آشكاري در بدنه جامعه اسرائيلي پيش بيني مي كند: «با توجه به شكاف دربين سران صهيونيست بر سر مسائلي چون آزادي اسرا، شهرك سازي، بروز اختلاف دربين سران طراز اول رژيم اشغالگر و... پيش بيني مي شود كه موج نفرت از سياست هاي اين رژيم حتي دربين يهوديان نيز بالا بگيرد و به بروز چالش هاي پايدار عميقي در درون رژيم صهيونيستي بينجامد .

حتي حاميان اسرائيل نظير آمريكا نيز با سياست هاي اخير اسرائيل به ويژه در بعد شهرك سازي يهودي اختلافات فاحشي پيدا كرده اند كه به نظر نمي رسد قابل جبران باشد و دامنه دار تر خواهد شد.»

لینک مصاحبه بر روی سایت کیهان: http://www.kayhannews.ir/900602/5.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 12:16  توسط سيروس شيرزاد  | 

نتانیاهو؛ ازشعار" تامین امنیت" تا ناتوانی در"تامین مسکن"

رژیم صهیونیستی در پنج سال گذشته دوران سختی بعد از دو شکست سنگین یکی در جولای 2006 از حزب الله لبنان و دیگری در ژانویه 2009 از جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را سپری می کند. در این مدت جامعه صهیونیستی شاهد اتفاقاتی بوده است که موجی از نگرانی ها را چه در بین مقامات این رژیم و چه حامیان اصلی آن بویژه آمریکا ایجاد کرد.

بعد از گزارش کمیته های حقیقت یاب شکست رژیم صهیونیستی در جنگهای 33 روزه لبنان(وینوگراد) و 22 روزه غزه (گلدستون) که به برکناری شماری از فرماندهان نظامی  و رهبران سیاسی از جمله ایهود اولمرت نخست وزیر وقت اسراییل به دلیل بی کفایتی و ناکارآمدی در جنگ انجامید، مشخص شد آنچه که اسراییلی ها در آن زمان بیش از همه به آن نیاز داشتند مرهمی برای سرخوردگی های ناشی از شکستهای پیاپی بود. مرهمی که تئوریسین های صهیونیستی از ان به عنوان تامین امنیت قبل از هرچیزی یاد کردند. به این ترتیب جامعه مهاجر اسراییل عجولانه به سمت برگزاری انتخابات زودهنگام برای تعیین یک راهبر باصطلاح قدرتمند گام برداشت.

انتخابات زودهنگام سراسری در مارس 2009 برگزار شد که در نتیجه آن گروههای افراطی با شعار "تامین امنیت" اقبال نسبی یافتند و مامور تشکیل دولتی شدند که این دولت می بایست ابهت از دست رفته ارتش و امید به جامعه سرخورده اسراییل را بازمی گرداند. بنیامین نتانیاهو که حزبش به عنوان دومین حزب پیروز پس از حزب کادیما موفق به کسب 29 کرسی کنیست شد، به عنوان نخست وزیر رژیم صهیونیستی انتخاب شد.

با روی کار آمدن نتانیاهو که مدعی بازگرداندن آرامش به اسراییلی ها بعد از تحمل دو شکست سنگین بود، تامین امنیت با برگزاری مانورهای نظامی متعدد دریایی، هوایی و زمینی و هزینه های سرسام آور در دستور کار قرار گرفت. در این مدت گاها خبرهایی مبنی بر آمادگی این رژیم جهت حمله به کشورهای پیرامونی فلسطین نیزدرز کرد البته بیشتر مصرف تبلیغاتی داشت و هرگز اجازه عملیاتی شدن به دلیل ضعف درونی رژیم اسراییل نیافت. افشای جنایات اسراییل در جنگ غزه در نزد افکار عمومی جهان و پس از ان تجاوز به سفیران بین المللی آزادی غزه چنان کابینه نتانیاهو را به محاق برد که او همه توانش را برای بهبود چهره اسراییل و فرار از انزوای بین المللی هزینه کرد.

نتیجه اینکه  جامعه صهیونیستی بیش از پیش متزلزل تر شد و نه تنها وی و اعضای کابینه وی نتوانستند به تعهد خود وفا کنند بلکه سیاستهای ضعیف آنها همچنین باعث شد که حس اعتماد اسراییلی ها به راهبر اصلی این رژیم از بین برود و همچنین در جهان منزوی تر شوند و حس انزجار از رژیم صهیونیستی در بین مردم جهان افزایش یابد که به عنوان نمونه می توان به افزایش برگزاری راهپیمایی مردم جهان در محکومیت جنایات و اقدامات رژیم صهیونیستی و همچنین کاهش سطح روابط دیپلماتیک با سایر کشورها از جمله ترکیه اشاره کرد.

قصه تلاشها برای بازگرداندن آبروی از دست رفته ارتش و امید به جامعه سرخورده اسراییلی در نتیجه شکستهای یک دهه اخیر هنوز به کوچکترین اهدافش نرسیده بود که تهدید امنیتی به مراتب بزرگتری " اسراییل" را در نوردید. بیداری اسلامی و یا به تعبیر خود اشغالگران اسراییلی " بهار عربی" تهدیدی بود که به یکباره کابوس "محو اسراییل"  که معمار کبیرانقلاب اسلامی وعده اش را 30 سال پیش داده بود پیش چشمان سران صهیونیستی قرار داد.

اصلی ترین هم پیمان اسراییل در منطقه عربی ( حسنی مبارک ) از اریکه قدرت ساقط شد. کسی که طی 30 سال گذشته بدون دریافت هزینه ای از اسراییل امنیت مرز 245 کیلومتری مصر با فلسطین اشغالی را تقبل کرد و نگذاشت ذخیره های مالی اسراییل در این راه هزینه گردد. اضافه کنیم به تهدیدها نگرانی اسراییل از هزینه تامین امنیت مرزهای اردن، لبنان و سوریه که اخیرا و در سالروز اشغال سرزمین فلسطین شاهد هجوم آوارگان فلسطینی از این مرزها به درون فلسطین بودیم نیز از آن جمله است.     

همین بحرانها کافی بود تا مشکلات عدید درونی اسراییل نیز سرباز زند. رژیم صهیونیستی  از درون نیز دچار تزلزل شد و جدای از درگیری های مقامات سیاسی و حزبی که حتی ائتلاف کابینه نتانیاهو را در آستانه فروپاشی قرار داد، روز به روز بر ناهنجاری های اجتماعی و ناامنی در سرزمینهای اشغالی افزوده شد. این روند هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته و رژیم صهیونیستی را با مشکلات جدیدتری مواجه می‌ کند.

تظاهراتهای گسترده در اعتراض به بی کفایتی کابینه نتانیاهو در آزادی گلعاد شالیط نظامی اسیر صهونیست در نزد گروههای فلسطینی، اعتصابات پزشکان اسراییلی که از سه ماه قبل دایما در حال تکرار شدن است و همچنان ادامه دارد و همچنین اعتراض اخیر دهها هزار نفری به افزایش قیمت مسکن در شهرهای مختلف اشغالی و نیز احتمال از سرگیری تظاهرات گسترده تری نسبت به افزایش قیمت سوخت و بحران‌های متعدد خارجی که رژیم صهیونیستی با آنها مواجه است و همچنین کاهش توان مالی آمریکا و اروپا در کمک به این رژیم که خود با شدیدترین بحران اقتصادی و کسری بودجه مواجه است جامعه صهیونیستی را بیش از پیش متزلزل تر نشان می دهد و گواهی است بر اینکه بحرانی شدید گریبانگیر رژیم صهیونیستی شده است.

مشکلات فراروی این رژیم در تامین مسکن، ایجاد فرصتهای شغلی مناسب فقط به مسایل مادی محدود نمی شود بلکه از جمله عوامل دیگری که باعث افروخته شدن آتش این اعتراضات در ماههای اخیر در سرزمینهای اشغالی شده است، بالا رفتن هزینه های سرسام آور نظامی و امنیتی در نتیجه تغییر و تحولات منطقه ای  و ناتوانی صهیونیستها در پوشش این هزینه ها است. رژیم صهیونیستی برای تامین نیازهای نظامی و امنیتی خود جهت مقابله با خطرات احتمالی از سوی جریانهای مقاومت منطقه ای و بیداری اسلامی مجبور شده است تا مقادیر زیادی از بودجه سالانه خود را به این بخش اختصاص دهد و این مساله به نوبه خود باعث ایجاد بحرانهای جدید اقتصادی به علت کاستن از بودجه های سایر بخشها مانند مسکن شده است.

البته فروپاشی نظام دیکتاتوری حسنی مبارک که بزرگترین همپیمان رژیم صهیونیستی در طول بیش از سه دهه گذشته در منطقه به شمار می رفت را نیز نباید بی تاثیر در این قصه دانست زیرا علاوه بر تامین امنیت رژیم مبارک با فروش گاز ارزانقیمت به اسراییل نقش زیادی در ثبات اقتصادی در درون اسراییل ایفا می کرد. بعد از انقلاب مردمی مصر، دولت جدید مصر بنا به درخواست عامه مردم، صادرت نفت و گاز به اسراییل را بطور موقت متوقف کرده است و ادامه صادرات گاز ارزان مصر به اسراییل هنوز در هاله ای از ابهام وجود دارد. بعد از اقدام دولت جدید مصر در بازگشایی مرز رفح، رژیم صهیونیستی احساس نا امنی بیشتری می کند و گسترش تهدیدات مرزی با مصر این رژیم را ناگزیر ساخته است تا مبالغ قابل توجهی از بودجه سال را برای تامین امنیت مرزی با مصر اختصاص دهد.

بحران اقتصادی غرب بویژه آمریکا که بزرگترین حامی مالی رژیم صهیونیستی است، نیز یکی دیگر از عوامل مهم در بروز بحرانهای اقتصادی رژیم صهیونیستی به شمار می آید. این رژیم که در سالهای اخیر بخش قابل توجهی از نیازهای مالی خود را به صورت کمکهای بلاعوض یا وامهای کم بهره از این کشورها تامین می کرد، پس از اتفاق افتادن این بحران اقتصادی گسترده در کشورهای غربی دیگر امید چندانی به کمک آنها ندارد.

حال با توجه به بیداری اسلامی در منطقه که بحرانهای رژیم صهیونیستی را دوچندان کرده است و زنگ خطر بسیار جدی برای رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی به شمار رود، می توان گفت که پیش بینی ها درباره سقوط ررژیم صهیونیستی نیز چندان دور از ذهن نبوده و نخواهد بود. در این میان هم روشن شد که بنیامین نتانیاهو همان کسی که صهیونیستها او را "منجی امروز اسراییل" نام نهاده بودند تا چه حد نیازهای سیاسی ، امنیتی، نظامی و اقتصادی جامعه سرخورده اسراییل را در ذیل شعارهای انتخاباتی خود در سال 2009 محقق کرده است. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 12:0  توسط سيروس شيرزاد  | 

دربار آل سعود مأمن دیکتاتورهای فراری

پادشاهی عربستان سعودی (المملکة العربیة السعودیة) یکی از کشورهای باختر قاره آسیاست. این کشور در شبه جزیره عربستان واقع شده است. روزگاری (خصوصا در دوره پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی-ص-) سرزمین حجاز نام داشت که نوع حکومتش در آن زمان شهره آفاق بود. جایگاه‌های مهم دینی مسلمانان همچون کعبه (در مکه مکرمه) و مسجد و آرامگاه پیامبر اسلام (مدینه منوره) در این کشور جای دارد.

حکومت عربستان سعودی که در سال ۱۷۵۰ (قرن هجدهم میلادی) به وسیله محمد بن سعود پایه‌ریزی شد تا به امروز فراز و فرودهای بیشماری داشته است. بویژه همپیمانی سعودی ها با وهابیون که مدت کمی پس از مرگ محمد بن سعود توسط  عبدالعزیز بن سعود رخ داد و طی ان معاهده ای با شیخ محمد بن عبدالوهاب برای فتح شهر ریاض منعقد گردید، تاریخ گرانبهای سرزمین حجاز به فراموشی سپرده شد و اگر نبود وجود دو شهر مکه و مدینه در این سرزمین شاید کمتر کسی باور می کرد که سرزمین حجاز آن زمان و عربستان فعلی روزگاری مهد تمدن بزرگ اسلام به رهبری حضرت محمد مصطفی نبی مکرم اسلام (ص) بوده است.

عمده نقش افرینی های دربار سعودی علیه تمدن اسلامی برمی گردد به تلاش این دربار برای گسترش وهابیت خصوصا در قرن 20 میلادی و بده بستانهای آنان با قدرتهای استعماری وقت از جمله انگلیس، فرانسه و بعدها نیز آمریکا که شرح ان در این مجال نمی گنجد. شاهان و شاهزاده های سعودی  در این دوره همواره در پناه حمایت های غرب بوده و با پوشش همین حمایتها موفق به سرکوب ملت خود نیز شدند.

سعودیها اما پس از چند دهه پنهان شدن پشت عناوینی چون سرزمین زادگاه اسلام و خادم الحرمین الشریفین امروز به نظر می رسد پادشاهی چندین ساله خود بر ملت این کشور را در آستانه نابودی می بیند.

 دربار سعودی که زمانی خود را قدرت منطقه می دانست بعد از قیامهای مردمی اخیر منطقه و همچنین قدرت روز افزون ایران، موقعیت خود را در خطر می دید نگران بود که پس از سرنگونی آل خلیفه در بحرین نوبت آنها شود. بنابراین دست به حمله نظامی به بحرین زد و به سرکوب و اعمال خشونت علیه شیعیان بحرین پرداخت. عربستان که از هر تلاشی برای حفظ بقای خود استفاده می کند اکنون به مامنی برای پناه دادن به دیکتاتورهای فراری تبدیل شده است. ابتدا بن علی دیکتاتور فراری تونس و این بار علی عبدالله صالح دیکتاتور یمنی. اما پرسشی که ذهن بسیاری از مردممنطقه و حتی هان را به خود مشغول کرده این است که اگر دومینوی انقلابهای منطقه بطور کامل گریبان عربستان سعودی را بگیرد، آل سعود به کجا خواهد گریخت؟.

مردم عربستان از بدو تاسیس دولت سعودی ها تاکنون از حکومت مورثی و ظالمانه خاندانهای سلطنتی عربستان رنج می برند و بسیاری از اقشار مردم بویژه شیعیان این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند، شماری زیادی در این کشور بیکارند و حدود هشت هزار زندانی سیاسی بدون آنکه محاکمه شوند در زندانهای عربستان بسر می برند. حاکمان عربستان که به خوبی از این موضوع آگاهند و نگران انتقال موج خشم به داخل کشورشان بعد از تونس، مصر، لیبی و بحرین علیه آل سعود هستند، به هر ترفندی می خواهند که قدرت خود را و همچنین هم پیمان خود را حفظ کنند. آل سعود با حضور نظامی در بحرین به دنبال حفظ امنیت و قدرت رهبری خود در شیخ نشین های خلیج فارس است و تصور می کند با این اقدام می تواند مانع افزایش نفوذ و اقتدار ایران در سطح منطقه شود البته نباید این نکته مهم را از یاد برد که مداخله نظامی عربستان سعودی در بحرین در حمایت از رژیم آل خلیفه علیه مخالفین و مردم این کشور در راستای حفظ و تامین منافع آمریکا در منطقه خلیج فارس صورت گرفته است. رژیم بحرین که توسط خانواده خلیفه اداره می‌شود برای بقاء به آمریکایی‌ها و عربستان سعودی متکی است. از آنجایی که بیش از 70 درصد از مردم بحرین شیعه هستند و آمریکایی ها از این قضیه می ترسیدند که استقرار یک دولت مردمی در بحرین از طیف شیعه تعادل منطقه ای را به نفع ایران تغییر دهد، از عربستان سعودی خواستند تا مجری دستورات آنها در مورد حکومت آل خلیفه باشد. سعودیها برای بازسازی قدرت از دست داده خود در حالی اقدام به مداخله نظامی در بحرین کرده اند که اقدامات مشابه آنها در یمن برای سرکوب حوثی ها در پایان 2009 نیز هیچ نتیجه ای برایشان نداشته است.

 لینک این مطلب بر روی سایت قدسنا

http://www.qodsna.com/NewsContent-id_37571.aspx

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 0:26  توسط سيروس شيرزاد  | 

شش دهه اخاذی "اسراییل" ازآمریکاییها

فلیپ جرالدی از افسران سابق  سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)  به تازگی و همزمان با سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن مقاله ای  منتشر کرده است که در این مقاله 10 پرسش اساسی مطرح می کند که هریک مربوط به اخاذیهای می شود که  اسراییل بدون آنکه ریالی به آمریکایی ها بدهد طی چند دهه اخیر حیثیت این کشور را فدای منافع خود کرده است: 

این مقاله که از سوی پایگاه خبری تحلیلی " الحوار" برای من ایمیل شده را ترجمه کردم که به شرح زیر است:

 نخست وزیر اسراییل بنیامین نتانیاهو برای دیدار با اوباما وارد آمریکا شد. برنامه وی درخواست بودجه برای اسراییل، سخنرانی در کنگره و کمیته سالانه امور عمومی آمریکا-اسراییل (آیپک) و دیدار با اوباما بود. نتانیاهو تصورش این بود که این سفر بدون هیچ حاشیه ای برگزار شود و همه برایش سوت و کف بزنند . جلسه آیپک نیز برایش هورا  بکشد. او پیش بینی کرده بود که  در این سفر برخی مسایل حاشیه ای در دیدار با اوباما ممکن است طرح شود و در عین حال اوباما می داند که باید از هرگونه درگیری و مجادله در جلسه فوق دوری کند. او تصور می کرد احتمال دارد که اوباما مساله ایران را به میان بکشد و بعد هم یک طرح صلح پوچی را مطرح کند که حرف حسابش باز کردن درهای مذاکره با فلسطینیان است که البته چنین طرح صلحی فقط وقتی موفق است که همه فلسطینیان تسلیم اسراییل شوند، همه فلسطین تحویل اسراییل داده شود و فلسطینی ها جمع کنند و بروند اردن. تقریبا همه نمایندگان کنگره می دانند که نفس اینکه یک نخست وزیر اسراییلی درباره صلح سخن بگوید یک دروغ است، درباره اوباما هم چنین است. اما با این حال آنها بلند می شوند و برایش کف می زنند. از آنجا که هیچ کس از نخست وزیر نخواهد خواست که پاسخ درستی به بحث صلح بدهد، من ده پرسش زیر را از طریق نماینده مطبوعاتی سفارت اسراییل برای وی خواهم فرستاد و از همه خوانندگان می خواهم که همین کار را بکنند.

 1- اسراییل با در اختیار داشتن زرادخانه هسته ای، قدرتمندترین ارتش در خاورمیانه است. زرادخانه ای که منحصر به فرد در منطقه و مجهز به سیستم تحویل است که هر نقطه ای در اروپا و آسیا را هدف قرار می دهد. اسراییل همچنین به سامانه دفاع موشکی مجهز است که بطور گسترده از طریق منابع حاصله از پرداخت مالیات تامین می شود. منابع مالیالتی که هیچ کس دیگر از آن استفاده نمی کند. شما در تاریخچه خود هر زمانی که خود را مورد تحریک یا حمله ببینید سابقه ای از حمله و ضربه زدن به کشورهای همسایه را دارید. همانگونه که هفته گذشه انجام دادید 20 نفر از تظاهرکنندگان فلسطینی غیرمسلح را به قتل رساندید (اشاره به درگیریهای روز یوم النکبه) و از شلیک مستقیم توپ و تانک علیه آنها استفاده کردید. در سایه چنین مواردی  چرا شما همچنان اعتراض می کنید که دایما از سوی سایر کشورها در منطقه مورد تهدید و خطر هستید.؟

 2- راجع به حمله، شما در سال 1967 در حمله به ناو نظامی لیبرتی متعلق به نیروی دریایی آمریکا در آبهای بین المللی از حمله موشکی، توپخانه ای و موشک ضد زیردریایی استفاده کردید و 34 خدمه آن را به قتل رساندید و 174 نفر را نیز زخمی کردید. آن حمله هم وحشیانه بود و هم اینکه هیچگونه تحریکی علیه آن صورت نگرفته بود و با هدف غرق کردن همه افرادی که در داخل آن بودند، صورت گرفت. شما ادعا کردید که آن یک حادثه بود ولی هرگز به بازرسان آمریکایی اجازه دسترسی به اسناد حکومتی تان را ندادید. این مسئله نوعی سرپوش گذاشتن است و بسیاری از آمریکایی ها در شگفتند که چرا درباره اتفافات آن روز هنوز شفاف سازی صورت نگرفته است. آیا شما تاکنون اسناد محرمانه خود مربوط به لیبرتی را در اختیار قرار داده اید؟

 3- بر اساس آمارهای صندوق بین المللی پول شما بیست و هفتمین "کشور" ثروتمند در جهان هستید. حتی جلوتر از ایتالیا قرار دارید. پس چرا شما هر ساله به گرفتن سه میلیارد دلار کمک از آمریکا از منبع درامدی مالیات آنها ادامه می دهید. مبلغ مالیاتی که برخی در کنگره از جمله "اریک کانتور" رهبر اکثریت مجلس می خواهند که یک یارانه مصون دائم از طریق الحاق به بودجه دفاعی ایالات متحده به جای بسته های کمک های خارجی اختصاص داده شود. چه چیزی می تواند این کمکهای سوبسیدی حاصله از مالیات آمریکایی ها برای اسراییل از جمله مراقبتهای پزشکی مجانی و بورسیه های آموزشی آنهم در زمانی که برنامه های اجتماعی در آمریکا در حال قطع شدن است را توجیه نماید.

 4- اسراییل بیش از هر کشور دوست دیگری از آمریکا جاسوسی کرده است. شما اسناد محرمانه دفاعی ما و همچنین اطلاعات  دارایی با ارزش اقتصادی ما را دزیده اید و از آن به نفع خود بر ضد آمریکا استفاده کرده اید. قبل از حمله یازده سپتامبر شما در حال اجرای یک عملیات غیرقانونی و جاسوسی در حد گسترده در داخل آمریکا بودید و شما ممکن است حتی در سطح پیشرفته درباره برخی جنبه های این حمله تروریستی با خبر باشید. شما حتی به داخل سیستمهای مخابراتی ما حتی در کاخ سفید نفوذ کردید. شما هر آنچه را می خواهید به راحتی در آمریکا انجام می دهید زیرا می دانید که چطور از شربرخی مسایل  رها شوید آنهم در شرایطی که وزارت دادگستری و رئیس جمهور آمریکا تمایلی برای بازداشت یا محاکمه جاسوسان اسراییلی نداشته باشند. آیا شما فکر نمی کنید که اکنون زمان آن رسیده باشد که اسراییل بپذیرد که از آمریکایی ها جاسوسی کرده است و همچنین تعهدی قاطع برای توقف این جاسوسی ها بدهد.

 5- راجع به جاسوسی، شما دایما خواهان آزادی جاناتان پولارد جاسوس اسراییلی از زندانهای آمریکا هستید. پولارد  بیشتر از هر جاسوس دیگری در تاریخ آمریکا اسناد و اطلاعات بسیار محرمانه و طبقه بندی شد ه ای را دزدیده است و همچنین ممکن است که مسئول مرگ شماری از افسران اطلاعاتی آمریکا باشد. او حتی از این اقدامش ابراز تاسف هم نکرده است. از او در اسراییل به عنوان یک قهرمان یاد می شود و حتی برخی از شخصیتهای برجسته در حکومت اسراییل نیز او را یک قهرمان می شناسند. چطور ممکن است کسی که تا این اندازه به آمریکا آسیب رسانده است در کشوری که بزرگترین دریافت کننده دلارهای آمریکا است و حتی متکی به حمایتهای سیاسی واشنگنتن نیز است به عنوان قهرمان از آن یاد شود.  گفته شده است که شما پولهای ما را می گیرید و به حمایتهای سیاسی ما متکی هستید اما در حقیقت زیاد به ما احترام نمی گذارید. چطور این را ارزیابی می کنید؟

 6- آمریکا از قدرت وتوی خود چندین بار در حمایت از اسراییل در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده کرده است. تازه ترین مورد آن که آمریکا در حمایت از اسراییل انجام داد مربوط به انتقادها درباره سیاست شهرک سازی بود. شهرک سازی که هم اقدامی غیرانسانی و هم خلاف قوانین بین الملل است. علیرغم این حقیقت که پیش نویس قطعنامه مذکور با احتیاط تدوین شده بود آمریکا بازهم آن را وتو کرد هرچند سفیر آمریکا در سازمان ملل تصریح داشت که این کار به نفع آمریکا نیست. حمایت از شما باعث شده که آمریکا در مقابل دیده گان جهان به عنوان یک دروغگو یا فریب کار دیده شود و این مسئه همچنین باعث شده است که آمریکایی ها در سفرهای خارجه شان با خطر مواجه شوند. آیا اکنون زمان آن نرسیده است که اسراییل پیامدهای آن را ناشی از سیاستهای خودش بداند و از لابی قدرتمندش برای وادار کردن واشنگنتن برای اینکه دست به اقداماتی علیه منافع مردم آمریکا بزند، دست بردارد.؟

7- بسیاری معتقدند که جنگ آمریکا در عراق بخشی به دلیل فشار ناشی از اسراییل و دوستان آن در دولت بوش صورت گرفته است. عراق اصلا آمریکا را تهدید نکرده بود و جنگ اکنون به مدت هشت سال به طول انجامیده و حدود پنج هزار آمریکایی در طول این مدت کشته شدند و میلیاردها دلار هزینه برجای گذاشته است. در حال حاضر شما به آمریکا می گویید که اسراییل منتظر حمله آمریکا به ایران است. از سال 1995 دولت شما دایما هشدار داد که ایران شش ماه یا یک سال دیگر به سلاح هسته ای دست می یابد. هر زمانی که شما پیش بینی جدیدی می کنید جدول زمانی از دست می رود و هرگز به نظر نمی رسد از این عدم توانایی خود در پیش بینی توسعه های واقعی در ایران شرمنده شده باشید.  به نظر می رسد که ایران واقعا خواهان داشتن بمب هسته ای نیست و شاید ممکن است که توانایی آن را نداشته باشد. به نظر می رسد که شما همیشه برای اینکه ایران را به عنوان دشمن آمریکا به میزانی که با شما است معرفی کنید از تهدید و خطرآمیز بودن ایران اغراق کردید. اخیرا مئیر داگان رئیس سابق موساد نیز گفته است که حمله به ایران " احمقانه ترین چیزی است که تاکنون شنیده ام". آیا اکنون زمان آن نرسیده است که ایران را دیگر به عنوان توجیهی برای برنامه پرهزینه نظامی و خطرناک آمریکا برای وفق دادن خاورمیانه با نیازهای اسراییل ذکر نکنیم.

 8- درگیری بدون وقفه فلسطین و اسراییل خسارتهای وحشتناکی بر منافع آمریکا در جهان وارد کرده است. حتی ژنرال دوید پترائوس و جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا اذعان کرده اند که این مسئله نظامیان آمریکایی در کشورهای دیگر جهان را نیز با خطر مواجه کرده است. گروههای تروریستی مانند القاعده نیز دایما رفتار اسراییل با فلسطینی ها را اساسی ترین دلیل حمله به آمریکا و آمریکایی ها اعلام کرده اند. آیا نباید "کشور" شما مسئولانه رفتار کند و انگ تروریسم را کنار بگذارد و اقداماتی واقعی اتخاذ نماید که مطالبات فلسطینی ها را برای تشکیل یک دولت حقیقی تامین نماید؟

 9- گروههایی مانند حزب الله و حماس تروریستی معرفی شده اند اما آنها واقعا سازمانهای مقاومتی هستند که در سایه مقاومت در برابر اشغالگری اسراییل در لبنان و فلسطین رشد کرده اند. آنها تاکنون آمریکا را تهدید نکرده اند. هر دوی آنها به احزاب سیاسی قانونی و مشروع تبدیل شده اند و حماس حتی طرح آرامسازی پنج ساله با اسراییل را پیشنهاد کرد. از آنجا که صلح در خاورمیانه بدون مشارکت حزب الله و حماس ممکن نیست آیا اکنون زمان آن نرسیده است که مذاکرات از سرگرفته شود.؟ در مورد سوریه چطور که صراحتا گفته به دنبال حل و فصل است؟ نقطه آغازین و مفید آن می تواند طرح صلح عربی پادشاه عربستان در سال 2002 باشد. طرحی که در آن ملک عبدالله پادشاه عربستان خواستار صلح همه جانبه در ازای عقب نشینی اسراییل از مرزهای مشخص و نیز به رسمیت شناختن کشور فلسطینی در ازای عادی سازی روابط با اسراییل شد. اسراییل این طرح را رد کرد. با عنایت به نا آرامی های ناشی از بهار اعراب (اشاره به بیداری اسلامی منطقه) آیا وقت آن نیست که در دیدگاه خود تجدید نظر کنید.

 10–  شما نژادپرستان سوگند خورده حکومت تان هستید بخصوص وزیر خارجه تان آویگدور لیبرمن که خواستار اعدام نمانیدگان عرب پارلمان اسراییل شد که با نمایندگان حماس دیدار کرده بودند، طرفدار غرق کردن زندانیان فلسطینی در بحرالمیت است و خواستار اخراج هر شهروند عرب که مخالف سوگند وفاداری به اسراییل به عنوان دولت یهودی است گردیده و حتی خواستار حمله هسته ای به غزه شده است. آیا وقت آن نیست که از چنین سیاستهایی فاصله بگیرید در صورتی که مایلید به عنوان یک دولتمرد واقعی و نه رهبر یک حزب افراطی شناخته شوید؟

 لینک این مطلب در سایت قدسنا: http://www.qodsna.com/NewsContent-id_37244.aspx

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 11:20  توسط سيروس شيرزاد  | 

یوم النکبة؛ نکبتی فراموش نشدنی برای فلسطین

در پانزدهم ماه می‏ سال 1948 حادثه‏ای تلخ و فراموش نشدنی در تاریخ فلسطین رخ داد که روز نکبت نام گرفت. از نظر فلسطینی‏ها این روز یادآور روزهای تلخ یعنی اشغال سرزمین‏شان و مصادره اراضی و اولین موج آوارگی و اخراج بیش از 800 هزار فلسطینی از خانه و کاشانه ‏شان است. از زمانی تاسیس این رژیم و بویژه بعد از سال 1967 که جنگ شش روزه بین رژیم صهیونیستی  و کشورهای عربی  به وقوع پیوست، رژیم صهیونیستی به یک نیروی اشغالگر سرزمنیهای فسطینی کرانه باختری و نوار غزه تبدیل شد. در طول این 63 سال اشغالگری، همانگونه که گروههای مختلف حقوق بشر نیز آن را مستند کرده اند، رژیم صهیونیستی  مرتکب جنایات بی شمار جنگی علیه شهروندان فلسطینی شده است. رژیم ‌صهیونیستی از سال 1948 تاکنون با اشغال نظامی و سیاسی سرزمین فلسطینیان، محدوده تحت تصرف خود را به یک زندان تبدیل کرده است. طی این حدود 63 سال، مهمترین وقایع و فجایای بشری در مناطق فلسطینیان و بدست اشغالگران به وقوع پیوست.

رژیم‌ صهیونیستی، تاکنون به تمام شیوه‌های نقض حقوق بشر در فلسطین متوسل شده است، از کشتار زن و مرد و کودکان، تا ضرب و شتم‌های مهلک، اخراج از خانه و سرزمین، توهین به مقدسات و اماکن مقدس را انجام داده است. به بیان دیگر چنانچه به دنبال یافتن مجموعه‌ای کامل از هر آن چیزی باشیم که در ارتباط با حقوق بشر و تحت لوای قوانین حافظ حقوق بشر، نمی‌بایست انجام شود، می‌توانیم آن را در آرشیو 63 ساله عملکرد این رژیم بیابیم.

در نیتجه این جرم و جنایات، رژیم صهیونیستی هدف شمار زیادی از قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفته است. البته گروههای فلسطینی نیز جنایات و خشونتهای رژیم صهیونیستی را بی پاسخ نمی گذارند و حتی این درگیری منجر به کشتار چندین صهیونیست نیز خواهد شد.  مبارزات فلسطینی ها تا امروز هم ادامه دارد و به نظر نمی رسد که روزی تمام شود بویژه آنهم که جامعه بین المللی در اشغالگری اسرائیل  شریک است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 13:12  توسط سيروس شيرزاد  | 

هرکی بتونه با ستاد هدفمندی یارانه ها تماس بگیره جایزه داره

از چند ماه قبل که اخبار هدفمند کردن یارانه ها شروع شده و خبرهاش همچنان داغه و از قبل از واریز مرحله ای یارانه و بعد از آن تا چند روز حرفش رو سر زبون خیلی هاست و خیلی ها رو با دردسر های جدی مواجه کرده. من نمیخام از خوب یا بد بودن این طرح بنویسم اگرچه این طرح شاید برای خیلی از ساکنین شهرهای بزرگ که با شرایط زندگی و خرج بالای آن شهر متناسب با درآمدشان با اون کنار اومدن ولی انصافا برای روستائیان و شهرستانی ها خیلی خوب بوده.

این مطلب در ادامه مطلبی بود که سال قبل درباره یارانه ها نوشته بودم. بخشهایی از اون که امروز هم دنباله اون هست این بود: من بعد از ازدواج خواستم اصلاح خانوار انجام بدم. منتظر اعلام اصلاح شدم. وقتی وارد سایت شدم اعلام کرد که خانوار شما دچار مشکل است تا آذر صبر کنید. آذر شد و رفتیم که اصلاح کنیم دیدیم باید از زیرگروه خانواده پدری جداشیم و در خانوار جدید ثبت نام کنیم. بعدش اعلام کردن کسانی که جدید ثبت نام می کنن از سال آینده 90 مشمول دریافت یارانه میشن و این چند ماه به اونها تعلق نمی گیره. سوال اینجاست چرا ما نباید این مدت یارانه بگیریم ماییکه بخاطر اشکال سیستم شما نتوانستیم اون موقع مشخصات رو تغییر بدیم.؟

مطلبی که امروز میخام بگم اینه که مال من تا این دوره مشکل دار بود به کنار. خواهرم که بعد از من ازدواج کرد نیز با یه مشکل دیگه مواجه شده. اون اینه که بعد از ازدواج اتوماتیک وار از زیرگروه پدرم خارج شده و اونها بعد از واریز کردن اولین دوره یارانه متوجه شدن که اسم اونها در لیست نبوده. اعلام کردن صبر کنید تا ماه آذر اصلاح خانوار انجام بدید. اون بنده های خدا که نیاز به اصلاح نداشتن فقط باید شماره حساب اعلام می کردن. وقتی اعلام کردن که شماره حساب بدید پشتش گفتن اونهایی که حساب دادن مرحله دوم یارانه نمی گیرن باید تا سال 90 صبر کنن. من خودم شخصا اون موقع با ستاد تماس گرفتن خانم اپراتوری که پشت تلفن بود گفت که آقا در سال جدید همه مرحله ها براشون واریز میشه نگران نباشید. سال 90 اومد و موقع واریز یارانه ها شد. با واریز رایانه ها سری به سایت رفاهی زدم و با وارد کردن کد ملی شوهر خواهرم دیدم براشون یارانه واریز شده ولی فقط همین یه مرحله. خوب گناه اونها چی بوده که دو مرحله نباید بگیرین. اونهایی که قبلا اسمهاشون در گروههای دیگه ثبت شده بود. تصمیم گرفتم پیگیری کنم. چند تا شماره از این ور اون ور حتی شماره تلفن گویای 09620 رو روزی صدبار می گرفتم وقتی به اپراتور وصل می شد دایم اشغال می زد و وقتی هم وصل می شد و زنگ می خورد کسی گوشی رو جواب نمی داد. حالا اگه کسی بتونه این روزها با این ستاد تماس بگیره جایزه خوبی!! پیش من داره.

بگذریم زیاد حرف زدم. امروز بعد از حدود یک هفته از واریز یارانه ها  اونها منظورم خواهرم بود رفتن چند گردش آخر حسابشون رو گرفتن دیدن پولی براشون واریز نشده. به به یه مشکل دیگه. زنگ میزنه به من منم میرم سایت رفاهی چک میکنم می بینم نوشته واریز مرحله سوم مبلغ 90 هزار و .... بعد از پیگیری مشخص میشه که یه حساب دیگه در همون بانک براشون باز شده. اینو بگم این مشکل برای دو تا دیگه از دوستام اتفاق افتاده و خود من اذیتشون میکردم میگفتم پول یارانه رو خوردیم حالا میگین واریز نکردن. آخه چرا؟؟؟ چرا باید اینگونه مشکلات باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 22:47  توسط سيروس شيرزاد  | 

نورروز 90 روزی نو برای صفای دلها

گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی. نوروز پیشاپیش مبارک

                                                         http://www.dl.takmobile.org/writer/2009-03-16_09.45.58_81.jpg                       

ضمن عرض تبریک پیشاپیش به مناسبت سال جدید به همه بازدیدکنندگان محترم ژورنالیست آزاد. راستش اومدم که چند خطی بنویسم و عید رو به همه دوستان تبریک بگم و برای همه آرزوی موفقیت، خوشبختی و توفیق روز افزون کنم. بازهم از اینکه دیر سایت رو به روزرسانی می کنم معذرت می خوام. ایشالا در سال جدید با طرحهای جدید و با انرژی قوی تر بتونم مطلبهای قوی بنویسم. این جمله بالا رو گفتم تا شاید خودم بتونم در سال جدید به آن عمل کنم نه اون اوایل که هر هفته دو سه مطلب می نوشتم نه اواخر که ماهی یه دونه هم به زور نوشتم. برایتان تندرستی و نیکروزی در سال نو آرزو دارم. التماس دعا.

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمین
شکوه جادوی رنگین کمان فروردین
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادمانی عید
دوباره عشق و امید
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار
هفت سین

مطلبی رو تو سایت درباره عید جستجو می کردم که برام جالب بود گفتم بزارم رو سایت در بخش ادامه مطلب شاید برای برخی دوستان نیز جالب باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 21:1  توسط سيروس شيرزاد  |